۱۳۹۲ خرداد ۷, سه‌شنبه

Musical Chair


آهنگ رقابت تنگاتنگ نامزدهای ریاست جمهوری دور دهم ایران بمثابه بازی Musical Chair در حال شدت گرفتن است تا نهایتاً در 22 خرداد ماه با توقف این آهنگ مشخص شود کدام نامزد از چهار نامزد موجود، چابکی و شایستگی بیشتر برای نشستن بر صندلی پرجاذبه و پرمسئولیت ریاست جمهوری را دارد.

هر چند گمانه زنی برای کیستی رئیس جمهور آتی ایران خصوصاً با توجه به رفتار انتخاباتی غیرقابل پیش بینی شهروندان ایران امری نامحتمل است اما این امر نافی آن نیست تا بر اساس عقبه و عملکرد چهار نامزد موجود، صرف نظر از نوع انتخاب مردم در 22 خرداد 88 نتوان وضعیت و مزیت ایشان را ارزیابی کرد.

علی الظاهر محمود احمدی نژاد در میان چهار نامزد موجود به اعتبار اتکای خود بر کرسی ریاست جمهوری از حیث برخورداری از امکانات رقابت برخوردار از موضعی برتر و فرادستی نسبت به دیگر نامزدهاست.

اما این تفوق امکانات به آن اندازه استعداد ندارد تا بتواند کمبودهای تبلیغاتی احمدی نژاد در عرصه رقابت ریاست جمهوری را توازن بخشد.

بزرگ ترین کمبود احمدی نژاد در انتخابات پیش رو تنهائی وی در مصاف با دیگر نامزدهای انتخابات است.

احمدی نژاد یگانه نامزد در میان جمیع نامزدهای ریاست جمهوری از بدو تاسیس جمهوری اسلامی است که در آوردگاه انتخابات دور دهم، خود را محروم از ژنرال هائی می بیند تا بتواند با اتکای بر ایشان مبارزه انتخاباتی خود را مستظهر به چینشی از مردان قدرتمند کند.

این تنهائی محصول تدبیر خودخواسته وی بود که از بدو تصدی مسئولیتش در کاخ ریاست جمهوری کوشید با حذف ژنرال ها از اطراف خود و اتخاذ سیاست درخشش انحصاری در کابینه، مردان ضعیف البنیه و بعضاً مطیعی را بمنظور حفظ «کانون توجه به خود» در حلقه متابعت اش قرار دهد.

حذف غیراخلاقی علی لاریجانی از مقام دبیری شورای عالی امنیت ملی آن هم بدون اطلاع قبلی و در خلال سفر وی به عراق در کنار عزل محمد باقر ذوالقدر قائم مقام وزارت کشور و دبیر شورای امنیت کشور، کسی که گفته می شد علت العلل پیروزی احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری دور نهم بود. همچنین حذف حجت الاسلام پورمحمدی وزیر کشور مقتدر کابینه دهم، جملگی مويد فقد حزم اندیشی احمدی نژاد برای تمهید امکانات مبارزه در روز مبادا به بهای سیاست «حفظ رکورد آسمان تک ستاره دولت» بود

سیاستی که امروز ناصوابی خود را به احمدی نژاد دیکته می کند و در آوردگاه انتخابات، وی با محروم ماندن از ژنرال هائی قابل اتکا عملاً خود را در حلقه نزدیکان ومشاورانی ضعیف البنیه «تنها» می بیند.

هر چند این خودکردگی را تدبیر نیست اما متقابلاً نیز نمی توان این واقعیت را کتمان کرد که احمدی نژاد به پشتوانه اعتماد بنفس بالایش و از ناحیه گویش دلربایش نزد توده های عوام به آن اندازه استعداد دارد تا بتواند یک تنه و با دامن زدن به هیجانات توده ای و عامیانه بار دیگر خود را بر تارک اقبال اقشار محروم و فرودست جامعه ایران پیروز انتخابات دور دهم کند.

پیروزی که در صورت تحقق می تواند هشداری به اقشار روحانی ایران باشد که این بار و برخلاف دور قبل اشتیاقی جهت حمایت از نامزدی احمدی نژاد در عرصه انتخابات ریاست جمهوری از خود نشان ندادند.

این که نه جامعه روحانیت مبارز ایران و نه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مقام دو مرجع اصلی روحانیت سنتی ایران و برخلاف دور قبل از اعلام حمایت از احمدی نژاد استنکاف ورزیدند. يادآور عدم حمایت جامعه روشنفکری ایران از احمدی نژاد و قرار گرفتن جمیع ایشان در اردوی هاشمی رفسنجانی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم ایران است.

اقبالی که با پیروزی احمدی نژاد در سال 84 منجر به ترشروئی و بی توجهی و بلکه تغیّــُر وی به اصحاب دانشگاه و جامعه روشنفکری ایران طی جهار سال گذشته شد و منزلت ایشان را به تعبیر احمدی نژاد تا سطح «بزغاله» کاهش داد!

طبعاً چنانچه این بار نیز احمدی نژاد بتواند در فقد مشارکت گسترده جامعه متوسط و تهییج توده های فقیر و مضافاً عدم حمایت گسترده و عام جامعه روحانیت ایران پیروز انتخابات ریاست جمهوری شود. اینک به آن درجه از اعتماد بنفس مضاعف مسلح خواهد شد تا با ادعای استظهارش به توده های مردم بعد از بی توجهی به جامعه روشنفکری ایران اکنون جامعه روحانیت را نیز بی نصیب از کم محلی خود نکند.



مهدی کروبی دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری را می توان در نقطه مقابل محمود احمدی نژاد قرار داد که برخلاف رئیس جمهور فعلی، با لشکری از ژنرال ها وارد عرصه انتخابات شده.

کروبی در حالی خود را وارد این آوردگاه کرده، که حلقه ای از قـَدَرترین ژنرال های سیاسی وی را احاطه کرده اند. قرار داشتن چهره های سنگین وزنی همچون غلامحسین کرباسچی، عطاالله مهاجرانی، محمد علی نجفی، عباس عبدی و جمیله کدیور، عمادالدین باقی، مرتضی الویری، محمد علی ابطحی و بويژه حمایت دکتر عبدالکریم سروش و بابک احمدی و یارانش در حزب اعتماد ملی که جملگی برخوردار از اعتبار و پیشینه ای قابل وثوق نزد اقشار مختلف جامعه شهروندی ایرانند، مؤید حضور هوشمندانه و مقتدرانه کروبی برای پیروزی در انتخابات است. خصوصاً آنکه برخلاف دیگر نامزدها وی حضور خود را مستظهر به برنامه های عملی و مدون و کارشناسانه در جمیع حوزه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کرده و گذشته از آنکه برخلاف دیگر نامزدهای انتخابات تنها نامزدی است که به اعتبار حضور قبلی اش در انتخابات دور نهم برخوردار از تجربه رقابت انتخاباتی در مصاف با رئیس جمهور نشسته بر کرسی ریاست جمهوری نیز می باشد.

همین تجربه به اندازه کافی وی را آبدیده کرده تا از فرصت های ایام تبلیغات، بهره برداری موثر کند.

اما برخلاف کروبی، این میرحسین موسوی دیگر نامزد انتخابات است که علی رغم اتکا به پیشینه مدیریتی موفق در دوران نخست وزیری اش در دهه شصت، اینک و تقریباً با دستی خالی وارد کارزار انتخابات شده و به همین دلیل عمده اهتمام خود را قبل از آنکه صرف چیستی برنامه های مطمح نظرش در صورت پیروزی در انتخابات کند. عمده مواضع اش یا صرف اثبات ناصوابی سیاست های اعمال شده در دوران احمدی نژاد شده و یا صرفاً با ذکر کلیاتی ناشفاف، از رویکرد آتی خود در فردای پیروزی در انتخابات بسنده می کند.

همین فقر برنامه منجر به آن شده تا اردوی تبلیغاتی وی با توجه به ورود دیرهنگام موسوی به عرصه انتخابات و بمنظور جبران زمان از دست رفته عمدتاً بکوشند با دامن زدن به فضائی احساسی، موسوی را همچون دوم خرداد 76 سوار بر موج هیجان و احساسات تحریک شده شهروندان در فضای «دیو و دلبر» فاتح ساختمان ریاست جمهوری کنند.

فتحی که در صورت تحقق مشابه «پیروزی سال 76 خاتمی» تنها منجر به بازتولید توقعات فزاینده جامعه شهروندی بدون تضمین یا توان اجرای رئیس جمهور مولود چنان دو قطبی نامتجانسی خواهد شد.

در این میان محسن رضائی را می توان تنها نامزدی تلقی کرد که برخلاف دیگر نامزدها عزمی برای پیروزی ندارد.

رضائی بعد از سال ها حضور در عرصه های مدیریت کلان اعم از مدیریت جنگ و سیاست قطعاً تا آن اندازه فراست و ذکاوت دارد تا از درصد اقبال شهروندان ایرانی به خود در انتخابات دور دهم بی اطلاع نباشد.

خاستگاه سیاسی اصولگرایانه رضائی در کنار اصرارش بر حضور در انتخابات و رقابت با نامزد شاخص اصولگرایان (احمدی نژاد) نشانه بارزی از دلچرکینی و عدم تمایل بخش هائی از اصول گرایان جهت تداوم ریاست جمهوری احمدی نژاد در دور دوم است. با توجه به چنین ادباری از احمدی نژاد و با عنایت به آنکه سبد آرای رضائی قبل از کروبی یا موسوی با سبد آرای احمدی نژاد هم خانوادگی دارد، نمی توان ورود رضائی به انتخابات را در راستای طمع وی جهت تصاحب کرسی ریاست جمهوری تلقی کرد.

رضائی را می توان بنمایندگی از بخش های دلچرکین اصولگرایان از احمدی نژاد در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری برسمیت شناخت که قبل از پیروزی خود بدنبال عدم پیروزی رقیب اصولگرایش در ساختمان پاستور است.

قطعاً وی برای تحقق این منظور هر اندازه که موفق به جذب آرا شود به همان اندازه موفق به کسب کدورت از احمدی نژاد خواهد شد.



داریوش سجّادی

11/خرداد/88

روزنامه اعتماد ملی

http://roozna.com/2009/6/1/EtemaadMelli/932/Page/24/EtemaadMelli_932_24.pdf




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر